ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
638
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
قرارداد و گرفتن پيمان و شنيدن سوگندان بفرستاد و هديهاى گرانبها نيز با او همراه كرد . او در سال 723 بازگشت رسولان ابو سعيد نيز با او بودند . امير چوپان نيز براى چنين منظورى آمده بود . عقد صلح ميانشان بسته شد . ميان امير چوپان و صاحب خوارزم و ما وراء النهر خلافى افتاده بود . ازبك از اين ميان سر برآورد و بر بسيارى از بلاد خراسان استيلا يافت . چون ميان او و الملك الناصر خويشاوندى پديد آمده بود از او خواست كه بر ضد ابو سعيد و امير چوپان به ياريش برخيزد . الملك الناصر نخست اجابت كرده بود و چون ابو سعيد رسول فرستاد و پيمان صلح نهاد ، الملك الناصر از يارى ازبك باز ايستاد . ازبك نزد الملك الناصر پيام فرستاد و او را ملامت كرد و سخنان درشت گفت . الملك الناصر عذر آورد كه با ابو سعيد براى اقامه و نشر شعائر اسلام پيمان بسته است و نمىتواند از آن تخلف ورزد . ازبك نيز اين عذر بپذيرفت . سپس ميان او و ابو سعيد صلح افتاد و چوپان هر چه ازبك از خراسان گرفته بود بازپس داد . چون ميان همهء ملوك آشتى برقرار شد چندى جهان از جنگ و ستيز بياسود . تا آنگاه كه بار ديگر اوضاع دگرگون شد و آتش جنگ و جدال شعلهور گرديد . و اللّه ملقب الليل و النهار . كشته شدن فرزندان بنى نمى ، امراى مكه كه از بنى حسن بودند پيش از اين از استيلاى قتاده بر مكه و حجاز و غلبهء ايشان بر هواشم سخن گفتيم . پس از قتاده دولت به فرزندان او رسيد تا آنگاه كه يكى از ايشان به نام ابو نمى محمد بن ابى سعيد على بن قتاده به حكومت رسيد . ابو نمى در سال 702 بمرد و پسرانش رميثه و حميضه به جاى او نشستند . اين دو ، برادرانشان عطيفه و ابو الغيث را در بند كشيدند . چون كافلان مملكت بيبرس و سلار به حج رفتند ، آن دو نزد ايشان گريختند و از آنچه از رميثه و حميضه بر سرشان آمده بود شكايت كردند . آن دو امير به شكايتشان گوش فرادادند و رميثه و حميضه را در بند آوردند و به مصر بردند و عطيفه و ابو الغيث را نيز در صحبت امير ايدمر الكوكبى كه با لشكرى همراه آنها آمده بود نزد سلطان فرستادند . سلطان از آن دو خشنود شد و به جاى رميثه و حميصه آنان را امارت حجاز داد و در سال 713 بازگردانيد . رميثه و حميضه فرار كردند و آن لشكر نيز بازگرديد . چون ابو الغيث و عطيفه استقرار يافتند ، رميثه و حميضه با ياران خود بيامدند و لشكرهاى برادران بر يك ديگر زدند . ابو الغيث و عطيفه شكست خوردند و به مدينه گريختند و به منصور بن حماد پناهنده شدند . منصور بن حماد مردان بنى عقبه و بنى مهدى را به ياريشان گماشت و بار ديگر آنان را به جنگ بازگردانيد . اين بار نبرد برادران در بطن مر بود . ابو الغيث بگريخت و كشته شد . رميثه و حميضه پاى فشردند تا برادر ديگرشان عطيفه به ايشان پيوست